
چیلله گئجهسی یا شب یلدا؟
فرهنگ هر جامعه برآمده از هویت آن جامعه است؛ هویتی که مجموعهای درهمتنیده از زبان، تاریخ، آیینها، سنتها، موسیقی و حافظه جمعی مردمان را در بر میگیرد. پژوهشگران حوزه مطالعات فرهنگی و انسانشناسی بر این باورند که هرگاه یکی از این مؤلفهها دچار تضعیف یا تحریف شود، کلیت هویت جمعی نیز در معرض استحاله قرار میگیرد (اسمیت، National Identity، 1991).
تجربه تاریخی ملتها نشان میدهد جوامعی که در حفظ عناصر هویتی خود ناتوان بودهاند، به تدریج در فرهنگ مسلط حل شده و دچار ازخودبیگانگی فرهنگی شدهاند. این فرآیند که در ادبیات علمی با عنوان «آسیمیلاسیون فرهنگی» شناخته میشود، اغلب نه با زور عریان، بلکه از طریق بازتعریف مفاهیم، تحریف نامها و مصادره آیینها صورت میگیرد (گلنر، Nations and Nationalism، 1983).
این مقدمه از آن رو ضروری است که به موضوعی بهظاهر ساده اما در واقع عمیقاً هویتی بپردازیم؛ مناقشه بر سر «چیلله گئجهسی» در برابر «شب یلدا».
چیلله گئجهسی در سنت آذربایجان
واژه «چیلله» در زبان تورکی آذربایجانی به معنای نهایت کشیدگی و امتداد است و در منابع زبانشناسی ترکی، این واژه به «زه کمان در بیشترین میزان کشش» تشبیه شده است (دهخدا، ذیل واژه «چله»). از همین رو، طولانیترین شب سال در فرهنگ ترکهای آذربایجان «چیلله گئجهسی» نامیده شده است؛ شبی که به اوج تاریکی و در عین حال آغاز بازگشت تدریجی روشنایی معنا میشود.
در این شب، خانوادهها در خانه بزرگترها گرد هم میآمدند و با خوراکیهای سنتی، قصهگویی و نقل داستانهای حماسی و مردمی همچون کوراوغلو، قاچاق نبی و قیزیل ارسلان و دیگر داستانها، این شب را گرامی میداشتند . این آیین علاوه بر جنبهی سرگرمی، کارکردی اجتماعی داشت و پیوند نسلها را از طریق روایتهای شفاهی تقویت میکرد.
یلدا؛ واژهای وارداتی با کارکردی تعمیمیافته
«یلدا» واژهای سریانی به معنای «زادروز» است. این واژه در متون دوره ساسانی و پساساسانی، عمدتاً در میان مسیحیان سریانیزبان رواج داشته و بعدها وارد ادبیات فارسی شده است (کریستنسن، ایران در زمان ساسانیان). با این حال، تعمیم این واژه به تمام حوزههای فرهنگی ایران، بدون توجه به تنوع زبانی و قومی، روندی است که در دهههای اخیر و همزمان با گسترش گفتمان مرکزگرای فرهنگی شدت یافته است.
تحریف آیینها در چارچوب گفتمان مسلط
در سالهای اخیر، گفتمان موسوم به «ایرانشهری» که بر یکسانسازی فرهنگی و زبانی تأکید دارد، کوشیده است بسیاری از آیینها و نامهای بومی غیر فارسی را یا حذف کند یا در قالبی بازتعریفشده به خود منسوب سازد. تغییر نام «چیلله گئجهسی» به «شب یلدا» در آذربایجان، نمونهای روشن از این روند است؛ روندی که در نهایت به تضعیف حافظه فرهنگی مردمان بومی میانجامد.
اهمیت پاسداری از تنوع فرهنگی
چیلله گئجهسی نه صرفاً یک نام، بلکه حامل تاریخ، زبان و جهانبینی مردمان آذربایجان است. بیتوجهی به این تمایزها، حتی در قالب تبلیغات تجاری، به معنای مشارکت ناخواسته در فرآیند تحریف هویت فرهنگی است. همانگونه که در دیگر مناطق ایران آیینهای محلی با نامهای متفاوت شناخته میشوند، در آذربایجان نیز این نام بخشی از هویت فرهنگی است. تنوع آیینها سرمایهای مشترک برای جامعهای چندزبانه و چندفرهنگی است و حذف یا بازنامگذاری آنها، به معنای کاهش غنای فرهنگی و تحمیل یک روایت واحد بر واقعیتی متکثر خواهد بود.
در آخر لازم است بدانیم ، مسئولیت حفظ و پاسداری از مؤلفههای هویتی، پیش از هر چیز، بر عهده خود مردمان آذربایجان است؛ مردمانی که اگر نسبت به زبان، آیین و سنتهای خود حساس نباشند، دیر یا زود با نسخهای تحریفشده از خویشتن روبهرو خواهند شد.
چیلله گئجهسی تنها یک شب نیست؛ روایتِ ایستادگی فرهنگی مردمانی است که تاریکی را به امید روشنایی بدل کردهاند. پاسداری از این نام و آیین، پاسداری از حافظهی جمعی و حق هر جامعه بر تعریف خویشتن است.
به امید حفظ و گرامی داشت سنت ها و میراث فرهنگی مردمان تورک آذربایجان
✍️ حامد یگانهپور


