By using this site, you agree to the Privacy Policy and Terms of Use.
Accept
Güney Azərbaycan Qurtuluş PartiyasıGüney Azərbaycan Qurtuluş Partiyası
  • صفحه اصلی
  • خبرها
    • خبرهای آم ح
    • بازداشتیهای آم ح
    • حقوق بشر
    • نویسندگان و مقالات
  • قورتولوش تی‌وی
  • دیگر
    • اسناد گ ام ق ح
    • فیلم‌ها
    • عکسها
    • کتاب‌ها
    • لینکها
    • آرشیو
  • ارتباط
  • فارسی
    • Azərbaycan
    • Türkçe
    • تورکجه
    • English
    • فارسی
Reading: بحران رهبری سیاسی و تشکیلاتی اپوزیسیون ترک در ایران – یادداشتی از اورال حاتمی
Share
Notification
Latest News
بیانیه گاتش به مناسبت ۲۱ فوریه، روز جهانی زبان مادری
ادبیات و فرهنگ بیانیه
بحران رهبری سیاسی و تشکیلاتی اپوزیسیون ترک در ایران – یادداشتی از اورال حاتمی
عمومی
 نامه سرگشاده به رئیس‌جمهور آزربایجان جناب آقای الهام علی‌اف
بیانیه
نامه شورای همکاری سازمان‌های آزربایجان جنوبی (گاتش) خطاب به دولت‌های جهان در ارتباط با کشتارهای رژیم ایران علیه معترضان
بیانیه
بیانیه حمایتی تشکل‌های ملی – سیاسی در رابطه با اعتراضات در آذربایجان جنوبی
بیانیه
Aa
Güney Azərbaycan Qurtuluş PartiyasıGüney Azərbaycan Qurtuluş Partiyası
Aa
  • صفحه اصلی
  • خبرها
  • قورتولوش تی‌وی
  • دیگر
  • ارتباط
  • فارسی
  • صفحه اصلی
  • خبرها
    • خبرهای آم ح
    • بازداشتیهای آم ح
    • حقوق بشر
    • نویسندگان و مقالات
  • قورتولوش تی‌وی
  • دیگر
    • اسناد گ ام ق ح
    • فیلم‌ها
    • عکسها
    • کتاب‌ها
    • لینکها
    • آرشیو
  • ارتباط
  • فارسی
    • Azərbaycan
    • Türkçe
    • تورکجه
    • English
    • فارسی
Follow US
Copyright © 2023 Güney Azərbaycan Qurtuluş Partiyası
Güney Azərbaycan Qurtuluş Partiyası > عمومی > بحران رهبری سیاسی و تشکیلاتی اپوزیسیون ترک در ایران – یادداشتی از اورال حاتمی
عمومی

بحران رهبری سیاسی و تشکیلاتی اپوزیسیون ترک در ایران – یادداشتی از اورال حاتمی

GAQP
Share
12 Min Read
SHARE

بحران رهبری سیاسی و تشکیلاتی اپوزیسیون ترک در ایران

اورال حاتمی
—–
این یادداشت نقدی است از سر دلسوزی به جنبشی که خود نیز به نوعی به آن منسوب هستم. معتقدم در این روزهای حساس و سرنوشت ساز باید به خود بنگریم و کاستیهایمان را برطرف کنیم. در غیر اینصورت محکوم به فنا هستیم!
——

پس از اعتراضات دی ۱۴۰۴ در ایران، بحث پیرامون رهبری سیاسی و ضرورت شکل‌گیری ساختارهای نوین کنش جمعی بار دیگر در جامعه، به‌ویژه در میان نیروهای اپوزیسیون برجسته شده است. فقدان یک رهبر واحد، یکی از محوری‌ترین و در عین حال پیچیده‌ترین ویژگی‌های این جنبش‌ به شمار می‌رود؛ پدیده‌ای که می‌توان آن را محصول تجربه‌های تاریخی و شرایط ساختاری جامعه ایران دانست. انقلاب ۱۳۵۷ و بیش از چهار دهه زیست در چارچوب جمهوری اسلامی، نوعی بی‌اعتمادی عمیق نسبت به رهبری کاریزماتیک ایجاد کرده است، به‌گونه‌ای که بخش مهمی از جامعه، تمرکز رهبری را بالقوه زمینه‌ساز بازتولید اقتدارگرایی می‌داند. در چنین بستری، متفکران و گروه‌های سیاسی در حال بازاندیشی درباره الگوهای بدیل سازماندهی، رهبری جمعی و اشکال نوین مبارزه سیاسی هستند.
از سوی دیگر، دهه‌ها سرکوب سیستماتیک احزاب سیاسی، سازمان‌های مدنی، اتحادیه‌های کارگری و نهادهای مستقل، عملاً امکان شکل‌گیری رهبری سازمان‌یافته، پایدار و علنی را از میان برده است. هم‌زمان، ساختار امنیتی جمهوری اسلامی به‌گونه‌ای طراحی شده که هر نوع رهبری مخالف را در کوتاه‌ترین زمان ممکن شناسایی، سرکوب، حذف یا بی‌اعتبار می کند. در چنین بستری، کنش اعتراضی ناگزیر به صورت شبکه‌ای، پراکنده و فاقد مرکز فرماندهی واحد بروز می‌یابد.

مسئله سازماندهی و رهبری سیاسی در میان گروه‌های اتنیکی غیرفارس در ایران، برای هر یک از این گروه‌ها صورت‌بندی و پیچیدگی‌های خاص خود را دارد. ترک‌ها، کردها، بلوچ‌ها، عرب‌ها و سایر ملیت‌ها، هر یک با درجات متفاوتی با این چالش مواجه‌اند. در میان ترک‌ها، به‌ویژه به دلیل گستردگی جمعیتی و فرآیندهای تاریخی خاص، این مسئله ابعاد پیچیده‌تری یافته است. بحران سازماندهی و رهبری سیاسی در این جامعه را نمی‌توان صرفاً به کمبود ظرفیت فردی یا ضعف کنشگران نسبت داد؛ بلکه این وضعیت عمدتاً ریشه در عوامل ساختاری، گفتمانی و تاریخی دارد. دهه‌ها سرکوب دولتی، حذف زبان و هویت، فقدان نهادهای مستقل سیاسی و چندپارگی نیروهای اجتماعی، عملاً امکان سازمان‌یابی پایدار و ظهور رهبری سیاسی واحد را محدود ساخته است.

از سوی دیگر، همه فعالان سیاسی ترک الزاماً مبارزه با تبعیض اتنیکی و سیاست‌های هویتی دولت را در اولویت قرار نمی‌دهند. برخی به جریان اصلاح‌طلبی پیوسته‌اند، برخی دیگر در چارچوب جنبش‌های لیبرال میانه‌رو یا چپ‌گرا فعالیت می‌کنند. این پراکندگی، به عدم قطعیت گفتمانی، فقدان پروژه‌های سیاسی روشن و نبود راهبردی مشترک در میان ترک‌ها انجامیده و بحران سازماندهی و رهبری را تشدید کرده است. در نتیجه، بخشی از انرژی این نیروها صرف رقابت و تعارض با یکدیگر و نیز حل منازعات درونی می‌شود، امری که ظرفیت کنش جمعی و اثرگذاری سیاسی آنان را به‌طور قابل توجهی تضعیف کرده است.
یکی از دلایل اصلی ناتوانی فعالان ترکِ مخالف تبعیض اتنیکی و سیاست‌های هویتی حکومت در تولید رهبری واحد و سازماندهی مؤثر، ضعف گفتمانی است. اگرچه اجماعی بر وجود تبعیض اتنیکی در ایران وجود دارد، اما پاسخ به پرسش‌های بنیادینی چون «چه باید کرد؟»، «چه شیوه‌ای از مبارزه مؤثرتر است؟» و «کدام ساختار سیاسی یا شکل حکومت می‌تواند حقوق زبانی و فرهنگی ترک‌ها را تضمین کند؟» به‌شدت متکثر و متعارض است. افزون بر این، تعریف ویا بیان مسئله نیز میان جریان‌های مختلف یکسان نیست. در میدان سیاسی‌ای که حول مبارزه علیه تبعیض اتنیکی شکل گرفته، گفتمان‌هایی چون «ترک‌گرایی»، «آذربایجانی‌گرایی» و حتی «ایران‌گرایی» با یکدیگر در تنش قرار دارند. همچنین، شکاف میان رویکردهایی مانند «استقلال»، «فدرالیسم» و «جمهوری‌خواهی» عملاً امکان شکل‌گیری پروژه سیاسی مشترک، سازماندهی پایدار و رهبری مؤثر را به بن‌بست کشانده است. این وضعیت نه‌تنها در سطح نظری، بلکه در حوزه کنش تشکیلاتی و راهبردی نیز خود را نشان می‌دهد و در نتیجه، سازمان‌ها و فعالان توان بسیج مؤثر را از دست داده و قادر نیستند به‌عنوان بازیگران معتبر در عرصه‌های داخلی و بین‌المللی شناخته شوند؛ مسئله‌ای که به‌ویژه در بزنگاه‌های اعتراضی و بحران‌های سیاسی آشکارتر می‌شود.
می‌توان گفت جنبش «حرکت ملی آذربایجان» در سطح معنا، روایت و صورت‌بندی مطالبات (گفتمان)، با کاستی‌های جدی مواجه است و در سطح سازماندهی، کنش جمعی پایدار و رهبری مؤثر نیز دچار فرسایش ساختاری شده است. از منظر تحلیلی، این جنبش در گذشته توانسته بود چارچوب‌های قدرت مسلط را به چالش بکشد، زبان اعتراض را بازتولید کند و افق‌های بدیل سیاسی بیافریند؛ اما به دلیل فقدان شبکه‌های نهادی پایدار، سازوکارهای تصمیم‌گیری شفاف و رهبری معتبر، نتوانست این سرمایه نمادین را به بسیج اجتماعی مداوم و دستاوردهای سیاسی ملموس تبدیل کند. در نتیجه، امروز «جنبش ملی آذربایجان» در وضعیتی از ناتوانی عملیاتی همراه با ضعف گفتمانی قرار گرفته است. این جنبش نه توانسته تأثیر پیشین خود بر ذهنیت و فرهنگ عمومی را مدیریت و انباشت کند و نه قادر بوده مردم را به سطح کنش سازمان‌یافته ارتقا دهد. در شرایط کنونی، هم جنبش و هم بدنه اجتماعی آن پراکنده، ناپایدار و فاقد افق مشترک روشن‌اند. همچنین رهبری در اپوزیسیون ترک به پدیده‌ای انتزاعی، شکننده و ناکارآمد بدل شده است که بیش از آن‌که در بسترهای واقعی اجتماعی ریشه داشته باشد، در سطح بازنمایی رسانه‌ای حضور دارد. مسئله رهبری در «جنبش ملی آذربایجان» نه صرفاً یک بحران فردی، بلکه هم‌زمان بحران در ساختار و مدیریت سازمانی-تشکیلاتی، گفتمان سیاسی و سازوکارهای ارتباط مستمر میان جامعه و عرصه سیاست است.

با کنار گذاشتن محدودیت‌های فعالیت در داخل ایران، بخش بزرگی از فعالان و سازمان‌های ترک در خارج از کشور از واقعیت اجتماعی جامعه درون ایران گسسته‌اند. بخش عمده کنش سیاسی در دیاسپورا در فضای رسانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی و به دور از بستر مبارزه روزمره شکل می‌گیرد. این فعالان اغلب به جای برقراری پیوند مستمر با کنشگران و مردم داخل، بیشتر به بازتاب احساسات و تصورات ذهنی خود می‌پردازند. از این رو، حضور و نفوذ آنان بیش از آن‌که اجتماعی و واقعی باشد، نمادین و بصری است. این گسست موجب شده نتوانند مطالبات مادی و ملموس جامعه، از جمله معیشت، زبان، محیط زیست یا امنیت را به‌درستی بازنمایی کنند و در نتیجه، تحلیل‌ها و پروژه‌هایی ارائه دهند که از تجربه زیسته و شرایط عینی زندگی مردم فاصله دارد. در چنین وضعیتی، فعالیت‌های اغلب فعالان سیاسی ترک خارج از کشور ـ اگر نگوییم همگی ـ به سطح شعارها، بیانیه‌ها و مواضع رسانه‌ای تقلیل یافته است. به بیان دیگر، جنبش خارج از کشور عملاً تأثیر معناداری بر بسیج اجتماعی، سازماندهی و کنش جمعی مؤثر در داخل ندارد و اثرگذاری آن به گروه‌ها و مناطق محدودی محدود مانده است. مجموع این روندها به بی‌اعتمادی متقابل میان کنشگران داخل و چهره‌های خارج انجامیده و شکاف میان سیاست نمادین (سیاست گفتمانی) و سیاست اجتماعی (سیاست سازمانی-تشکیلاتی، مقاومت روزمره و تغییر واقعی) را تعمیق کرده است.
یکی از بزرگ‌ترین مشکلات فعالان سیاسی ترک، فقدان همبستگی و همکاری پایدار میان خود آنان است. طی سه دهه گذشته، سازمان‌ها و تشکل‌های متعددی با گفتمان‌ها و مواضع سیاسی مشابه اما با نام‌ها و عناوین متفاوت شکل گرفته‌اند، بی‌آن‌که میان آن‌ها هماهنگی یا هم‌افزایی مؤثری وجود داشته باشد. افزون بر این، بخشی از این تشکل‌های به‌اصطلاح سیاسی، با تکیه بر نام‌ها و نمادهای پرطمطراق و حضور نمایشی در شبکه‌های اجتماعی، فاقد فعالیت واقعی و پایگاه اجتماعی‌اند و عملاً به چند حساب کاربری رسانه‌ای محدود می‌شوند. این گروه‌ها نه از سوی جامعه به رسمیت شناخته شده‌اند و نه توانایی نمایندگی مطالبات واقعی مردم را دارند. با توجه به نقش بنیادین سازماندهی در مبارزات سیاسی، می‌توان پیامدهای مخرب این وضعیت را در تضعیف انسجام جمعی، فرسایش سرمایه اجتماعی و ناکامی در ایجاد کنش مؤثر به‌روشنی مشاهده کرد.

همچنین با توجه به جایگاه تاریخی، فرهنگی و جمعیتی ترک‌ها در ایران، انتظار می‌رفت سازمان‌ها و فعالان سیاسی ترک بتوانند با ایجاد همبستگی پایدار و سازمان‌یافته میان کنشگران و تشکل‌های سیاسی ملل غیرفارس، زمینه شکل‌گیری جبهه‌ای مشترک، هماهنگ و اثرگذار را فراهم آورند؛ جبهه‌ای که نه‌تنها مطالبات هویتی، بلکه خواسته‌های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی مشترک را نیز نمایندگی کند. چنین همگرایی‌ای می‌توانست به تقویت ظرفیت چانه‌زنی جمعی، افزایش مشروعیت اجتماعی کنشگران، و ایجاد پیوند ارگانیک میان جنبش‌های محلی و مطالبات سراسری بینجامد. لیکن در عمل، این امکان تاریخی به دلایل گوناگون از جمله پراکندگی تشکیلاتی، رقابت‌های فردمحور، ضعف فرهنگ همکاری پایدار، و فقدان چارچوب‌های نظری و عملی مشترک، به‌طور مؤثر محقق نشده است. نتیجه آن شده که کنش سیاسی ترک‌ها و دیگر ملل غیرفارس، بیش از آنکه در قالب پروژه‌ای جمعی و هم‌افزا بروز یابد، در شکل فعالیت‌های جزیره‌ای، مقطعی و کم‌اثر باقی مانده و نتوانسته به نیرویی سازمان‌یافته و تأثیرگذار در سطح ملی تبدیل شود. این وضعیت نه‌تنها ظرفیت‌های بالقوه همبستگی میان ملل را تضعیف کرده، بلکه امکان تبدیل نارضایتی‌های گسترده اجتماعی به کنش سیاسی منسجم و پایدار را نیز محدود ساخته است.
جامعه ایران، به‌ویژه ترک‌های آذربایجانی، در حال حاضر شاهد تغییرات عمیقی در سطح تفکر و آگاهی سیاسی در زندگی روزمره خود است. این تحولات باعث شکل‌گیری ساختارهای فکری و سیاسی جدیدی در جامعه شده است. در نتیجه، آگاهی سیاسی در کل جامعه ایران، از جمله در میان ترک‌ها، به‌طور قابل توجهی افزایش یافته است. با وجود این، فعالانی که در برابر تبعیض اتنیکی و سیاست‌های هویتی دولت مبارزه می‌کنند، هرچند تأثیر مهمی بر مسیر شکل‌گیری این آگاهی و تحولات اجتماعی داشته‌اند، متأسفانه اکنون توانایی هدایت مردم یا بسیج عمومی را در سطح گسترده ندارند.
نهایتا می توان گفت بدون گذار از سیاست فردمحور به فعالیت‌های جمعی و برنامه‌محور، بدون داشتن شناخت دقیق از ذهنیت و زندگی واقعی جامعه، و بدون در نظر گرفتن مشکلات و خواسته‌های مردم در تمام حوزه‌ها و سطوح—نه تنها در زمینه زبان و هویت—توانایی غلبه بر بحران‌ها محدود خواهد بود. همچنین، مشارکت روشنفکران و متخصصان در فرآیندهای تصمیم‌گیری، جدی گرفتن رویکردهای انتقادی، و بازاندیشی در مفهوم موجود سازماندهی و رهبری، ضروری است؛ بدون این عناصر، هرگونه تلاش برای تغییر یا بهبود وضعیت، ناقص و ناکارآمد خواهد ماند.

 

—

نظرات نویسنده لزوما بازتاب دهنده اهداف تشکیلاتی حزب رهایی آذربایجان جنوبی نمیباشد

You Might Also Like

نامه رسمی حزب رهایی آذربایجان جنوبی به نهادهای بین‌المللی حقوق بشر

بیانیه رسمی حزب رهایی آزربایجان جنوبی در ارتباط با میتینگ و گردهمایی یکروزه «شورای همکاری سازمانهای آزربایجان جنوبی»

بیانیه شورای همکاری سازمان‌های آزربایجان جنوبی درباره زندانیان سیاسی جنوبی آزربایجان

به مناسبت هشتادمین سالگرد تأسیس «حکومت ملی آزربایجان»، «شورای همکاری سازما ن‌های آزربایجان جنوبی» (گاتَش) در تاریخ ۱۳ دسامبر ۲۰۲۵ در شهر استکهلم سوئد کنفرانس برگزار خواهد کرد

مراجعت به رئیس جمهور جمهوری تورکیه، جناب آقای رجب طیب اردوغان از طرف حزب آزادی آزربایجان جنوبی

GAQP فوریه 10, 2026
Share this Article
Facebook Twitter Pinterest Whatsapp Whatsapp LinkedIn Reddit Telegram Email Copy Link Print
Previous Article  نامه سرگشاده به رئیس‌جمهور آزربایجان جناب آقای الهام علی‌اف
Next Article بیانیه گاتش به مناسبت ۲۱ فوریه، روز جهانی زبان مادری

Əlaqədə Qalın

136k Subscribers Subscribe

Son Xəbərlər

بیانیه گاتش به مناسبت ۲۱ فوریه، روز جهانی زبان مادری
ادبیات و فرهنگ بیانیه فوریه 20, 2026
بحران رهبری سیاسی و تشکیلاتی اپوزیسیون ترک در ایران – یادداشتی از اورال حاتمی
عمومی فوریه 10, 2026
 نامه سرگشاده به رئیس‌جمهور آزربایجان جناب آقای الهام علی‌اف
بیانیه ژانویه 22, 2026
نامه شورای همکاری سازمان‌های آزربایجان جنوبی (گاتش) خطاب به دولت‌های جهان در ارتباط با کشتارهای رژیم ایران علیه معترضان
بیانیه ژانویه 14, 2026
Güney Azərbaycan Qurtuluş PartiyasıGüney Azərbaycan Qurtuluş Partiyası
Follow US

Copyright © 2025 Güney Azərbaycan Qurtuluş Partiyası

Welcome Back!

Sign in to your account

Lost your password?